عباس اقبال آشتيانى
439
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
شاه يحيى در مراجعت بيزد سلطان ابو اسحاق حكمران سيرجان را بوعده و فريب با خود يار ساخت و حكمران ابرقو را نيز در دام مكر خود انداخته كشت و بار ديگر در آن حدود مستقر گرديد و در صدد برآمد كه كرمان را نيز از سلطان احمد بگيرد . جنگ بين لشكريان سلطان احمد از طرفى و سپاهيان سلطان ابو اسحاق و شاه يحيى در 7 جمادى الاولى سال 792 در صحراى بافت اتفاق افتاد و فتح نصيب سلطان احمد شد و شاه يحيى و ابو اسحاق گريختند . سلطان زين العابدين كه در قلعهء سلاسل محبوس بود بعد از استقرار شاه منصور در شيراز به دستيارى جمعى از پاسبانان خود از حبس بيرون آمده عازم اصفهان شد و در بين راه امير مظفر الدين كاشى خال او نيز به او برخورد و به معيت هم باصفهان آمده آن شهر را تحت حكم خود درآوردند . شاه منصور ( 790 - 795 ) - شاه منصور چون خبر استيلاى زين العابدين را بر اصفهان شنيد به خيال تسخير آنجا از شيراز حركت نمود ابتدا ابرقو را گرفت بعد باصفهان رفت ولى چون تسخير آن شهر آسان نبود بشيراز برگشت و از آنجا به لرستان رفت و آنجا را مطيع خود ساخته يكى از اتابكزادگان لر را از طرف خود بر آنجا حاكم كرده براى تهيهء گرفتن اصفهان بشيراز آمد . شاه يحيى و سلطان زين العابدين و سلطان احمد و سلطان ابو اسحاق به يكديگر دست اتفاق داده عازم شدند كه از كرمان و يزد و اصفهان به قصد برانداختن شاه منصور حركت كنند و قرار گذاشتند كه در ماه صفر سال 793 در سيرجان يكديگر را ملاقات نمايند و به كمك هم بر شاه منصور بتازند اما همينكه شاه منصور به طرف سيرجان حركت كرد شاه يحيى كه در تزوير و شكستن عهد امتحان بسيار داده بود به كمك متحدين خود نيامد و ايام را بوعده گذراند . عاقبت شاه منصور در فسا لشكريان سلطان احمد و سلطان زين العابدين را شكست داد ، زين العابدين باصفهان و احمد بكرمان هزيمت كردند و ابو اسحاق در سيرجان ماند . شاه منصور بعد از اين فتح بشيراز برگشت و تهيهء كار خود را ديده عازم اصفهان شد تا آنجا را از كف سلطان زين العابدين بيرون آورد . چون بيشتر لشكر زين العابدين